مقدمه
امروزه واژه "توليد علم" در ادبيات کشور جايگاه ويژه اي پيدا نموده است، بطوري که نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري اذهان تمام سياستگذاران و برنامه ريزان امور علمي و پژوهشي کشور را به خود مشغول نموده است و در جاي جاي مستندات علمي و برنامه هاي توسعه و سند چشم انداز و افق هاي آرماني کشور، ارتقاء توليد علم و احراز جايگاه نخست علمي هدف گذاري شده است.
در ارزيابي هاي علم سنجي نيز اصلي ترين معيار براي تعيين جايگاه علمي و رتبه بندي کشورها، ميزان مشارکت در توليد علم، نوآوري، فناوري و به طور کلي مشارکت در روند توسعه علم جهاني عنوان شده است.
به همين دليل کنکاشي درباره تعريف، مفاهيم و مصاديق توليد علم صورت گرفت. البته تعريف مصوبي از سوي سازمان ها و دستگاههاي متولي در دست نبود، از اينرو ضمن مطالعه متون گوناگون با برخي از صاحب نظران و توليد کنندگان علم کشور مصاحبه و گفتگوهايي انجام پذيرفت که ماحصل و چکيده آن برداشت ها و تلقي هاي زير را در خصوص توليد علم و مصاديق گوناگون آن نمايان نموده است.
1- پژوهش هاي بنيادي و مقالات بين المللي
توليد علم: يعني يک نظريه، متد و يا دستآورد دست اول که حرف جهاني بزند و پس از داوري دقيق تخصصي2در يک نشريه معتبر بين المللي چاپ و در مؤسسات معيار توليد علم همانند ISI 3 نمايه شده 4و در دسترس ديگران قرار گيرد و گام بعدي که طي آن يک دستاورد پژوهشي، مصداق توليد علم تلقي گردد آن است که مورد رجوع و استناد 5 بين المللي قرار گيرد، به عبارت ديگر روح توليد علم در رجوع و استناد شکل مي گيرد]1[. رويکرد ديگري از توليد علم به پژوهش هاي قابل چاپ و ثبت در نشريات و مراکز معتبر بين المللي اشاره مي کند که در آن منظور از پژوهش، پژوهش هاي بنيادي، حاوي نوآوري است که پيش از آن وجود نداشته است و منظور از ثبت، ثبت اختراعات بين المللي و منظور از نشريات نيز نشريات وابسته به پايگاههاي علمي معتبر جهان بويژه ISI مي باشد، توليد علم منحصر به علوم پايه نيست و تمام شاخه هاي علمي را در بر مي گيرد]2[. توليد علم معقولترين و معتبرترين شاخص سنجش رتبه و جايگاه علمي کشورها محسوب مي شود و تعداد مقالات علمي معتبر بين المللي منتشر شده در نشريات بين المللي نيز به واسطه اينکه از محاسبات بسيار دقيق و روشن و به دور از هر گونه دستکاري تدوين مي شوند، معيار توليد علم به حساب مي آيند، علاوه بر آن استاندارد سازي علمي و بويژه توليد مجلات معتبر علمي و نمايه سازي آنان در مؤسسات بين المللي نيز ملاک توليد علم کشور قلمداد مي گردد]3[.
توليد علم بدين شکل نيز تعبير شده است: دانشي که وجود ندارد و ايجاد شده است، فکر و نظري که وجود نداشته، ارائه شده و مورد قبول اهل منطق و علم قرار گرفته است. اين مقوله زماني اثبات مي شود که توسط يک محفل علمي و تخصصي تاييد و مستند گردد با اين تعريف هر گونه کپي برداري، مونتاژ، تقليد و باز کردن راز نوشته 6جزء شاخص هاي توليد علم به حساب نمي آيد. توليد علم مي تواند عيني و ذهني باشد يعني هم شامل علوم تجربي و هم علوم نظري، لذا علوم انساني و نظري مطمئناً مي توانند، مولد علم باشند و توليد علم بايد مصداق هايي از هر دو را در بر داشته باشد. جمله سعدي در سر درب سازمان ملل مي تواند توليد علم محسوب گردد. لازم به ذکر است که شاخص ها و مصاديق توليد علم براي علوم طبيعي و علوم انساني بايد متفاوت در نظر گرفته شود. در يک کلام توليد علم حرکت طولي در راستاي گسترش مرزهاي دانش بشري است و هميشه گام به جلو مي باشد.
البته بايد اذعان داشت که علوم کاربردي يعني هنر به کارگيري علم و دانش موجود جهت توليد فن و محصولي که اشتغال ايجاد مي کند و در راستاي نيازهاي جامعه باشد، نيز مي تواند مصداق کار آفريني باشد. ليکن نمي توان آن را مصداق توليد علم دانست. تفاوت فن و تکنولوژي و علم در اين است که فن و تکنولوژي در آن مالکيت مطرح است و دارنده آن مي تواند آن را در دسترس ديگران قرار ندهد و نفروشد، در صورتيکه ارزش علم به نشر و ثبت آن است هر چه تعداد خوانندگان آن علم بيشتر شود، ارزش آن بيشتر مي شود. براي مثال نشريات بين المللي از نشريات منطقه اي و نشريات منطقه اي از نشريات بومي ارزش بيشتري دارند]4[.
بنابراين سطح تعريف توليد علم يک سطح جهاني است يعني بايد در يک زمينه علمي حرفي زده شود که ديگران قبلاً نزده باشند، ارزش علمي مقاله زماني محک مي خورد که پس از داوري علمي و تخصصي در يک مجله معتبر بين المللي به چاپ برسد و حاوي يک نوآوري جديد باشد. نکته مهم اين که: مقاله بايد حتماً در يک مجله معتبر بين المللي به چاپ رسيده باشد تا معيار و مصداق توليد علم محسوب شود و حتماً نويسنده مقاله بايد چندين مقاله در زمينه و گرايش تخصصي ارائه داده باشد نه فقط يک مقاله. مقالات کاربردي که محک جهاني نخورده است، بهتر است مصداق توليد علم به شمار نيايد، شايد بکار بردن واژه توليد فناوري مناسب تر باشد، اختراع نيز در صورتي که بين المللي باشد باز هم در زمره توليد فناوري قرار مي گيرد]5[.
توليد علم به فرايند تدوين محتوا و گردآوري مقاله و دستيابي به يک مفهوم جديد و ناشناخته اطلاق مي شود]6[.
يک مقاله در واقع محصول اساسي يک کار علمي، پژوهشي است که به صورت هاي مختلف در يک مجله معتبر علمي بين المللي به چاپ مي رسد و در اختيار عموم دانشمندان جهان قرار مي گيرد، به عبارت ديگر مقاله علمي که به صورت بين المللي ارائه مي شود توليد علم محسوب مي شود، بنابراين توليد علم در وهله نخست در يک مقاله علمي تجلي مي يابد و ترويج آن از طريق يک مجله بين المللي انجام مي گيرد]7[.
در حال حاضر، يکي از مهمترين شاخص هاي توليد علم در دنيا، تعداد مقالات چاپ شده در مجلات بين المللي مانند ISI مي باشد. بعضي معتقدند که با چاپ يک مقاله پزشکي، فيزيک يا کشاورزي در مجلات بين المللي مشکلي از جامعه بر طرف نمي شود، کمي عجول هستند، مثل اينکه من اينجا دانه اي بکارم و توقع داشته باشم 10 ثانيه ديگر اين دانه سبز شود، راهي که ما داريم طي مي کنيم مانند اين است که ما اولين درخت را کاشته ايم اما کي اين درخت به بار بنشيند به صبر ما بستگي دارد، پيامبر (ص) فرمايد: "حاصل عقل صبر، حاصل صبر دانش و حاصل دانش رشد است." يعني اگر بخواهيم به رشد برسيم بايد صبر داشته باشيم]8[.
اساتيد دانشگاهها، تحقيق و پژوهش مي کنند و حاصل پژوهش خود را معمولاً بصورت مقاله ارائه مي نمايند يکي از ملاک هاي ارزشيابي علمي، همين مقالات يا مجلات علمي هستند، بدين ترتيب يک استاد يا پژوهشگر علم را توليد مي کند. ]9[.
توليد يعني بوجود آوردن و مطرح ساختن چيزي که تا کنون مطرح نبوده وقتي دانشمندان در برخورد با پديده ها، نظريه تازه اي مطرح مي کنند در واقع توليد علم صورت گرفته است]10[.
توليد علم به معني پژوهش است به اين معنا که کساني پيدا شوند و فکر اصيل ارائه دهند. براي توليد علم بايد فکر گذشتگان را خوب فهميد و با مسائل دنياي جديد رويارو کرد. ]11[.
توليد علم آخرين و عالي ترين مرحله در علم است، توليد علم يعني تئوري سازي، تئوري که به خلق بيانجامد]12[.
بشر همواره در حال توليد علم است از آن جهت که هرگاه در مقابل پديده مجهولي قرار مي گيرد، جستجوگر مي شود و اگر نتيجه جديدي را بدست آورد، در واقع توليد علم و يا توسعه دايره علوم را انجام داده است]13[.
توليد علم داراي دو شاخص کلي است، يکي تعداد مقالات علمي و پژوهشي با دستاورد بين الملي و ديگري ميزان اثر بخشي مقالات جهان علم است. با دستيابي به اين دو شاخص تا حدود 90 درصد مي توان به ميزان توليد علم يک کشور پي برد ]14[. توليد يک مقوله جهاني است، يعني انجام تحقيقات دست اول و بکر و به روز در سطح جهان]15[.
توليد علم، عمدتاً يعني چاپ مقاله در مؤسسات معتبر همچون ISI، علت اعتبار اين شاخص در واقع داوري تخصصي است که معمولاً توسط صاحب نظران رشته هاي تخصصي صورت مي پذيرد]16[.
توليد علم يعني سهم داشتن در ارتقاء علم جهاني، اساساً علم، جهاني است و نمي توان آنرا در قالب علم بومي، علم محلي و ... تعريف کرد و فراتر از همه اينکه علم و توليد علم در يک کلمه، جمله و آيين نامه نمي گنجد، اگر چنين شود يعني علم و عالم را در قالب مقررات و آيين نامه ها اسير کرده ايم ]17[.
ما نمي توانيم از خودمان تعريف براي توليد علم ارائه بدهيم، توليد علم يک مسأله جهاني است وهمان تعريفي است که جهان ارائه نموده است يعني تعداد مقالات معتبر چاپ شده در نشريات بين المللي. البته صرف چاپ مقاله در نشريات توليد علم نيست، بلکه نشريه اي که مقاله در آن چاپ مي شود بايد داراي هيأت تحريريه جهاني باشد، بطور منظم چاپ بشود، مورد رجوع بين المللي قرار گيرد و همچنين مقالات منتشره در يک نشريه نبايد فقط در برگيرنده مقالات نويسندگان همان کشور باشد، شاخص جهاني توليد علم، چاپ مقاله در نشريات ISI مي باشد. در سال 1993 تعداد مقالات ايران 173 مقاله بوده و همين شاخص در سال 2002 به 3000 و در سال 2005 به بيش از 5500 رسيده است و جهانيان به پيشرفت و ارتقاء جايگاه علمي ايران معترف شده اند، در حالي که ما در ساليان دفاع مقدس اقدامات بسيار مهمي از سوي سپاه و جهاد انجام داده و مسير تکنولوژي جنگ را عوض نموديم، اين دستاورد ها تأثيري روي ارتقاء جايگاه علمي کشور نداشته و توليد علم نيز محسوب نشده است ولي ارتقاء تعداد مقالات ISI باعث جا به جايي و ارتقاء وضعيت علمي کشور در انظار جهانيان شده است. نکته ديگر اينکه در حال حاضر انجام کار گروهي يا Team Work در جهان شاخص توليد و اعتبار علمي محسوب مي شود که خوشبختانه دانشمندان ايراني توليد کننده علم بر خلاف فرهنگ رايج و غالب حاکم بر کشور بويژه در بعد پژوهش، اين شاخص را نيز رعايت نموده اند]18[.
توليد علم يعني تفکرات و ايده هاي جديد که پس از مطالعات نظري و عملي منجر به چاپ مقالات در مجلات معتبر دنيا، ثبت اختراعات و يا اسناد سازي گردند، اطلاق مي شود به عبارت ديگر هر دانشي که يک ايده جديد را در سطح بين المللي ارائه و به ثمر رساند، توليد علم محسوب مي شود.
بر همين اساس هر کار ديگري که الگو برداري شده از کار ديگران باشد ولو در راستاي رفع نيازهاي کشور، در تعريف توليد علم با مفهوم جهاني آن نمي گنجد، چاپ و انتشار مقاله مانند محصول باغي است که به نمايش گذاشته و مورد بهره برداري قرار گيرد، اگر محصول بر درخت بماند، قطعاً از بين خواهد رفت]19[.
توليد علم تنها با پژوهش ميسر است، پژوهش به معناي آزمايش و تفحص بمنظور کشف يک مجهول و يا يافتن يک راه حل براي يک مشکل و يا توليد يک قانون يا امر مسلم مي باشد]20[.
توليد علم يعني چاپ مقالات علمي در حوزه هاي علمي بويژه علوم نظري و تجربي در مجلات معتبر بين المللي، نوآوري، ارائه نظريه و تئوري علمي و خلق آثار بديع علمي و هنري]21[.
توليد علم يعني ايجاد نظريه هاي جديد و لانه هاي عميق تر در علم و نفوذ نگاه علمي به دايره هاي تخصصي تر]22[.
توليد علم يعني دانش رقابتي که در سطح جهاني قابل طرح، تئوري پردازي و دفاع باشد، کاربردي باشد و بتوان در مجلات علمي پزوهشي و ISI آنرا طرح نمود]23[.
يکي از نکات مهم در توليد علم، پرهيز از جايگزيني نقل و قول و ترجمه به جاي توليد علم است در بحث توليد علم تنها مهم آن است که کجا نظريه پردازي صورت گرفته است ]24[
توليد علم يعني افزودن بر مسائل علمي، يعني ايجاد نوآوري و خلاقيت که غالباً توسط متخصصين، نخبگان، پژوهشگران و مجتهدين هر رشته صورت مي گيرد]25[. هدف از توليد علم چيزي جزء ايجاد و انشاء نظريه و اصول آن و بررسي صحت و سقم اين دو (کشف حقيقت) نيست. توليد علم فرآورده اي است حاصل از پژوهش دقيق و بکارگيري متدلوژي منظم و سازمان يافته در مطالعات مربوط به دانش بشري است، توليد علم يک فعاليت منظم است که در نتيجه آن به ارتقاء دانش بشري مي انجامد و با پاسخ دادن به سئوالات مطرح شده در تحقيق، يک نظريه علمي در نتيجه نوآوري بدست مي آيد ]26[. توليدات علمي ايران مجموعاً در قالب هفت نوع مدرک شامل: مقاله (Article)، نقد و بررسي(Review)، سر مقاله(Editorial Material)، نقد کتاب (Book Review)، و تجديد چاپ مي باشد. ]27[. نظريه، توليد علم نيست، نظريه غير از علم است، نخست نظريه مي آيد و سپس علم توليد مي شود]28[
ترکيب توليد علم که حالت مضاف و مضاف اليه دارد، مي تواند به معناي تبديل مجهول به معلوم باشد. اما بايد توجه داشت که مراد از علم در اينجا واحد علمي نيست مانند آنچه در معادلات رياضي وجود دارد، در فرآيند توليد علم و نظريه پردازي موضوع واحدهاي علمي يک تک گزاره علمي نيست، بلکه منظور، يک شاخه علمي جديد است، وقتي مي گوييم توليد علم مراد چنين توليداتي است.]29[.
در مدل عمومي، فرآيند توليد دانش، خلق دانش اشاره به فعاليت هايي دارد که موجب ورود دانش جديد به يک عرصه علمي مي شود]30[.
تلاش در راستاي شناسايي نا شناخته هاي جهان،تلاش در راه توليد علم است و يافته هاي اين تلاش توليد علم مي باشد، علم توليد شده وقتي ارزشمند است که پس از توليد مکتوم نماند و به فراموشي سپرده نشود، بلکه به علاقمندان عرضه شود تا علاوه بر استفاده آن توسط کاربران مختلف، مورد ارزشيابي و نقد توسط صاحب نظران نيز قرار گيرد. عرضه علم توليد شده، همچنين سبب جلوگيري از دوباره کاري و تکرار توسط ساير تلاشگران دنياي علم شده و از آن مهمتر پايه و اساس جستجوهاي بعدي علمي نيز قرار مي گيرد.
در شرايط فعلي مقالات علمي چاپ شده در مجلات علمي داراي هيأت تحريريه و مشاوران علمي معتبر که مورد تأييد مراجع علمي شناخته شده باشند يکي از مصداق هاي مهم توليد علم به شمار مي آيد]31[.
2- توليد علم و پژوهش هاي کاربردي
توليد علم بايد به بازار مصرف برسد، موضوع مهم در اين زمينه اين است که يک پژوهشگر از نياز جامعه با خبر باشد تا بتواند چيزي توليد نمايد که در خدمت جامعه قرار گيرد، هر چند که خود علم مقدس است ولي چنانچه در جهت نيازهاي جامعه نباشد خدمتي انجام نداده است]9[.
تحقيقات کاربردي در راستاي رفع معضلات کشور نيز مي تواند در شمار توليد علم قرار گيرد ]16[. عملياتي کردن يافته هاي جديد در مقوله توليد علم قرار مي گيرد]6[.
کار کاربردي در صورتي که منتج از کار بنيادي باشد و در سطح بين المللي مطرح گردد توليد علم است و در غير آنصورت نمي توان آنرا يک کار علمي محسوب نمود ]17[.
علوم کاربردي چون محک جهاني نخورده است را بهتر است توليد تکنولوژي بناميم تا توليد علم ]5[. گاهي معناي ديگري نيز از توليد علم ارائه مي شود آن در صورتي است که مقالات کاربردي، ابتکارات و نوآوريهايي در راستاي رفع معضلات جامعه ارائه نمايد توليد علم ناميده مي شود]18[. به جزء شاخص هاي بين المللي همچون تعداد مقاله، گزارشهاي علمي و ... از آنجا که مجموعه دانش ها براي رفع نيازهاي بشري سامان مي يابند، بنابراين امور فني و ارائه خدمات علمي، توليد کالا براي رفع نيازهاي کشور و کليه اموري که به صنعت و خدمت در راستاي رفع نيازهاي کشور منجر شوند را مي توان در زمره توليد علم به حساب آورد ]32[.
بکارگيري دانش در عرصه هاي مختلف توليد و بهبود اقتصادي از شاخص هاي کمي نوين توليد علم به حساب مي آيد]33[. تحقيقات کاربردي در راستاي رفع معضلات کشور نيز مي تواند در شمار توليد علم قرار گيرد ]16[.
منظور از توليد علم دانش رقابتي است که در سطح جهاني قابل طرح، تئوري پردازي و دفاع باشد، کاربردي بوده و بتوان در مجلات پژوهشي و ISI آن را طرح نمود و رويکردي نيز به دانش عملي داشته باشد.

