سخنان دکتر حری در دومین مجمع عمومی انجمن کتابداران خوزستان
سلام خدمت همه عزیزان آنچه را امروز قصد دارم خدمت شما عزیزان ارائه دهم، از دو جهت برای من حائز اهمیت است. یکی اینکه دقیقاً بدانیم ما چه می کنیم. ما فراتر از آنچه که برای خودمان ارزش قائلیم دارای ارزش هستیم. این تعریف از خودمان نیست بلکه به خاطر تفاوتهایی است که ما کتابداران با سایر فعالان اجتماعی و حوزه معرفتی داریم. من قصد دارم که امروز با یک دید سه وجهی به مدیریت دانش اشاره کنم که با رشته ما نیز در ارتباط است. صحبت امروز در باب مثلث مدیریت دانش در کتابداری و اطلاع رسانی است. قبل از ورود به این بحث، باید چند مفهوم برای ما روشن شود که به درک مشترکی برسیم. ابتدا ما باید اصطلاحات را روشن کنیم. مدیریت، دانش، کتابداری، اطلاع رسانی و درنهایت مدیریت دانش. بیش از هرچیز، باید دانست که کتابداری و اطلاع رسانی چیست. کتابداری و اطلاع رسانی از چند بعد قابل تعریف است یکی به عنوان یک علم یکی به عنوان یک حرفه و دیگری به عنوان فن. وجه علمی کتابداری را اینگونه تعریف می کنیم: مطالعه و کشف راهکارهای ایجاد پیوند میان دانش مضبوط و ذهن انسان. تمام هدف این علم، برقراری پیوند بین دو پدیده است که پیش از حرکت ما وجود دارد. دانش مضبوط از قبل وجود داشته و وجود خواهد داشت. ذهن انسان همین گونه است. تلاش رشته ما پیوند بین ایندو پدیده است. پیوند یک چیز لفظی نیست. بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در عرض کوتاه زمانی صورت گیرد. ممکن است زمانی بسیار طولانی را بطلبد. ما با دو چیزی سروکار داریم که مکاتب مختلف فکری در باب آن به توافق نرسیده اند. جوهره مباحث مکاتب فلسفی این است که دریابند دانش و معرفت بشری جیست. ما چگونه می دانیم آنچه را که می دانیم. ذهن از سوی دیگر چگونه قادر به درک پدیده ها و وقایع است؟ بنابراین کار مطالعه برقراری پیوند کار کوچکی نیست. ما در کارهای روزمره این کار را صورت می دهیم. زمانی که فردی به سراغ منبعی می رود که شما آن را سازماندهی کرده اید و بعد وی با کلید واژه های خاص استفاده می کند تا به متنش برسد تمام این فرایند کاری است که ذهن فرد با دانش مضبوط برقرار می کند. پس علم کتابداری، مطالعه در جهت یافتن بهترین و موثرترین راههای ایجاد ای پیوند است. اما باید توجه داشت رشته ما در عین حال که علم هست، حرفه هم هست. این پدیده جدیدی نیست. پزشکی هم در عین علم بودن حرفه هم هست. وقتی می گوییم طبابت بر وجه حرفه بودن پزشکی دلالت می کنیم و هنگامی که می گوییم طب، بر وجه علمی رشته پزشکی تاکید می کنیم. برخی از رشته ها این تفاوت را ندارند. حرفه چه می کند؟ راهکارهایی که در مطالعه علم این رشته به آن دست پیدا کرده در در چگونگی به کارگیری آن در عمل و در اجرا کار می کند. وقتی به ما می گویند حرفه مندان رشته کتابداری، یعنی ما کسانی هستیم که قرار است به این مطالعات تحقق عملی ببخشیم آنچه را که در مطالعات نظری برای بهینه سازی کار صورت گرفته است. اصطلاح بعدی، فن و مهارت است که بازهم در همین راستاست یعنی ایجاد پیوند میان دانش مضبوط و ذهن انسان. فن و مهارت، میزان اشرافی است که ما بر آن راهکارها داریم. وقتی گفته می شود یک نفر کتابدار مرجع خوبی است و یک نفر خوب فهرست نویسی می کند یک نفر در حوزه نمایه سازی و چکیده نویسی مهارت دارد همه اینها بیان ساده و کلی اش این است که می توان از راهکارهای ایجاد پیوند به خوبی استفاده نمود. چون به کار اشراف دارد. اما همه اینها در یک بستر روی می دهد به نام کتابخانه. کتابخانه در معنای وسیع آن. حتی یک وب سایت. نه فقط کتابخانه گوتنبرگی. در کتابخانه اتفاقی می افتد که با بیمارستان متفاوت است. این محل شرایط و امکانات ایجاد پیوند میان ذهن انسان و دانش مضبوط را فراهم می کند. وقتی شما امکانات، فضا، دانش فنی را در کتابخانه به خدمت می گیرید هدف تحقق برقراری پیوند مذکور است. تلاش ما تا الان در برقراری این پیوند بسیار موفق بوده است و هرگز پایانی ندارد. اما وجه دیگری که باید در اینجا تعریف شود مدیریت است. تعاریف متعددی از مدیریت ارائه شده است. ولی جوهره مفهومی اینها مشابه است. مدیریت یعنی فرایند راهبری، دستکاری، کنترل، حفاظت و توسعه. این عاملها در مدیریت وجود دارند. اصطلاح بعدی دانش است. اکثر منابعی را که انسان مطالعه می کند یک خط مشخصی دارد که پیوسته تکرار می شود. تبدیل داده به اطلاعات و دانش و خرد. این مسیر چگونه طی می شود؟ چطور داده به اطلاعات تبدیل می شود؟ دانش اساسا مجموعه معنی دار اطلاعات است. اما اگر به این ترتیب فرض کنید که مجموعه داده ها اطلاعات را تشکیل نمی دهد مجموعه اطلاعات، دانش را تشکیل نمی دهد مجموعه دانش ها خرد را تشکیل نمی دهد مجموعه خردها هم حقیقت نمی شود. مهم آنی است که این مجموعه را به یک واحد تبدیل می کند. این معنی دار بودن یعنی اینکه معنی فقط در ذهن امکان دارد و در آنجا روی میدهد. داده به خودی خود هیچ معنا و مفهومی را در بر ندارد. به واسطه فهم است که معنی پیدا می کند. زمانی که از داده به اطلاعات حرکت می کنیم فهم روابط داده را به اطلاعات تبدیل می کند. عنصر فهم در تبدیل داده به اطلاعات، اطلاعات به دانش، دانش به خرد نقش اساسی دارد. فهم جایی به جز ذهن بشر ندارد. هرگز به یک نظام ماشینی نمی توان گفت دارای فهم شده است. اطلاعات فقط می توان در آستانه دریافت ذهن است که می تواند درک شود و باید با پیشداشته های قبلی ذهن ترکیب شود تا به دانش تبدیل شود که در نوشتارهای گذشته هم به آن اشاره شده است
اکنون این سوال مطرح می شود که منظور از مدیریت دانش در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی چیست؟ مدیریت دانش، اصطلاحا متعلق به کتابداری نیست. از رشته های دیگر به خصوص رشته مدیریت سازمانی به رشته ما آمده است. مدیریت دانش در آن معنا یعنی مدیریت بر دانش نیروی انسانی سازمان تلقی می شود. حتما با اصطلاح دانش عیان و نهان برخورد داشته اید. دانش نهان آن چیزی است که در ذهن ما هست ولی هیچ بازنمودی پیدا نکرده به تبدیل به نوشته شده و یک مهارت انجام کار. ولی همیشه همراه ماست.هدف مدیریت دانش درآن معنا حفظ مهارتهای موجود نیروی انسانی در یک سازمان، از آنها استفاده کنیم و از مهارتها و دانش نظری و فنی آنها برای بهینه سازی کار بهره بگیریم. اما رشته ما گفت دانش می تواند به شکل دیگری هم رقم بخورد. دانش عیان، یعنی دانشی که بازنمود ذهن تولید کنندگان خود آن آثار است که در واقع این کار ماست. مجموعه سازی در کتابخانه ها یعنی گردآوری دانش افراد مختلف که در یکجا جمع شده است. در رشته ما دانشی حضور دارد که کمتر به آن عنایت می شود و آن دانش کاربران است. ما نیروهای مناسب را اخذ می کنیم، برایشان دوره های کوتاه مدت برگزار می کنیم و دانش آنها را با هدفهای سازمانی خودمان منطبق می کنیم یا وظیفه ای که قرار است انجام دهد. تمام دانشجویانی که فارغ التحصیل می شوند عامه گر هستند. شما وقتی وارد یک سازمان می شوید برای اینکه با آن سازمان خاص و نحوه فعالیتهایش و چگونگی نیازهایش آشنا شوید راهی ندارید جز اینکه یک کارگاه یا دوره ای بگذرانید و هیچ نباید از اینکه باید این دوره را بگذرانید نباید دلخور شوید. اگر این کارگاه درست تنظیم شده باشد مفاهیم نظری را که آموخته اید عملیاتی می کند. پس در دانش نیروی انسانی دستکاری می شود. این ذهن کنترل می شود و همان مسیری را می رود که تابع اهداف سازمان است و انحرافی در آن پیدا نشود و چنددستگی به وجود نیاید. سعی در حفظ افرادی داشته باشید که برایشان سرمایه گذاری کرده اید. به واسطه عشق و علاقه مدیر اورا عوض نکنید. مدیریت مجموعه چگونه صورت می گیرد؟ ما دانش عیان را دستکاری می کنیم. ما کتابداران مولدان دانش هستیم. کتابداران خودشان تولید کننده دانش هستند. کتابداران ساختار شکنی می کنند. آنها بدون اینکه به فیزیک کتاب دست بزنند هر پاره اطلاعاتی کتاب را با یک نماد موضوعی قابل دسترسی می سازید. یعنی به منابع هویت داده اید و با یک نماد واحد دسترسی به دانش و اطلاعات را میسر ساخته اید. این ساختار شکنی، دستکاری در نظام دانشی مجموعه است. سعی می کنید که نمادها را یکپارچه به کار ببرید. منابع را حفظ می کنید.امنیت آنها را حفظ می کنید و نیز وضع فیزیکی و ظاهری آنها را نیز حفظ می کنید. در نهایت توسعه که اساس هر نظامی است که با روزآمد نگه داشتن مجموعه چرخه حیات آن را حفظ می کنید. اما نکته مهم دیگر، وجه سوم است. ضلع دیگر مثلث است و آن کاربران هستند. ما چطور می توانیم دانش کاربران کتابخانه را کنترل کنیم؟ ما دو نوع دانش نهان داریم. ما مجموعه و پرسنل کتابخانه و نیز کاربران را در اختیار داریم. دانش نهان متعلق به کتابدار و کاربر است. دانش عیان هم مجموعه کتابخانه است. از دید معرفت شناسی، دانش کتابدار دانشی کارکردی است. وی فراگرفته چگونه برای بهینه سازی منابع دانش خود را به کار بگیرد. دانش کاربر در عین حالیکه دانش نهان است دانش کاربستی است. وی می آموزد که چگونه از اطلاعات استفاده کند. در جاهای دیگر از پدیده تحت عنوان Personal knowledge management شهرت دارد. یک فرد هم دانش خود را راهبری می کند. نکته اساسی این است که در کتابخانه مدیریت دانش سه گانه کتابخانه چگونه بر دانش کاربستی کاربران مدیریت می کند؟ کتابخانه آموزش چگونگی بهره گیری از کتابخانه را برعهده دارد. وقتی به کاربر می آموزید که چگونه می تواند از ابزارهای کتابخانه استفاده کند در واقع پیشداشته های وی را دستکاری می کنید. هر نوع آموزشی برای رویارویی با یک پدیده به منزله دستکاری در دانش استفاده کننده است. مسیر استفاده از منابع را به وی نشان می دهید. حتی این امر در چگونگی استفاده از موتورهای کاوش صادق است. ما زبان سیستم را به زبان کاربر تبدیل می کنیم. در بسیاری از مواقع تلاش می کنیم که زبان کاربر را به زبان سیستم نزدیک کنیم. در کتابخانه های غرب، سرعنوانهای موضوعی روی تمام برگه های برگه دان وجود داشت. به خاطر اینکه می خواستند به کاربر بگویند که اگر تو میخواهی از این برگه دان به درستی استفاده کنی این زبان سیستم کتابخانه است. پس در دانش کاربر دستکاری کرده ایم برای اینکه با سیستمی که قرار است از آن بهره گیری کند بهتر ارتباط برقرار نماید. ما فضای دلپذیر در کتابخانه فراهم می کنیم. بحث این است که باید روی خوش به کاربر نشان دهیم، با او دوستانه رفتار کنیم، لحنمان اهانت آمیز نباشد که همه اینها به این معناست که ما درصدد حفظ ارتباط کاربر با کتابخانه هستیم و قصد نداریم که او را از دست بدهیم. تلاش کتابخانه این است که همواره کاربران خود را زیاد کند و رضایت آنها را از کتابخانه بالا ببرد. تمام این فعالیتها در جهت مدیریت کاربران است. بنابراین باید به خاطر داشته باشیم که ضلع سوم مدیریت دانش در کتابداری، کاربران هستند که با نبود آنها این مثلث بی معناست. آنچه با کاربر انجام می شود احسان نیست. این کار بخشی از حرکت مدیرانه دانش به معنای واقعی در رشته ماست. اگر اینگونه بیندیشیم هرگز مجموعه یا کارکنان یا کاربران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و هر سه در مدیریت دانش مدنظر به طور مساوی قرار می دهیم. مثلث هرگز با یک یا دو ضلع، کامل نمی شود.منبع: انجمن کتابداری و اطلاع رسانی خوزستان

