سه شنبه 1384/08/24
دانش اطلاع رسانی چیست؟
----------------------------------------------------------
دانش اطلاع رسانی چیست؟
نوشته: هـ .بوركو
ترجمه : حسین دانشی و پرویز مهاجر
-----------------------------------------------------------مقدمه
اكنون انستیتوی امریكائی دكومانتاسیون[2] بر آن شده است تا نام خود را به انجمن امریكائی اطلاع رسانی بدل سازد بسیاری از ما كوشش میكنیم تا برای همكاران و دوستان خود توضیح دهیم كه اطلاع رسانی چیست و كار پژوهشگران این رشته علمی چه بوده ارتباط آن با دانش كتابداری و دكومانتاسیون چگونه است.
آن دسته از ما كه بدنبال دادن چنین توضیحی در این زمینه هستند میدانند كه این كار وظیفه ای است دشوار؛ اینك بعنوان تمرین بر آن شدم تا با فراغ خاطر و نه تحت فشار پرس و جوی های مستقیم پاسخی برای این سوالات پیدا كنم. ولی از همین اول اجازه بدهید بگویم پاسخی معین و قطعی نیافته ام فقط امیدم آن است كه این مقاله كانون بحثی را فراهم سازد كه دست كم ذهن خود ما را روشن كند و به توضیح كاری كه میكنیم تواناتر سازد.
تعریف
اصطلاح "اطلاع رسانی" مدتی است كه برای ما آشنا است در نشریه: Annual Review of Information Science روبرت.س. تایلور تحت عنوان "جنبه های حرفه ای دانش اطلاع رسانی و تكنولوژی" سه تعریف برای دانش اطلاع رسانی آورده است. این سه تعریف دارای نكات مشتركی هستند اما هر یك به نكته ای خاص تاكید بیشتری كرده اند. تعریفی كه خواهیم داد از تركیب این سه تعریف بدست آمده است.
دانش اطلاع رسانی عبارت است از رشته ای علمی كه درباره كیفیت و كاربرد اطلاعات، نیروهای حاكم بر جریان اطلاعات و همه ابزارهای آماده سازی اطلاعات برای دسترسی و استفاده مطلوب، تحقیق میكند.
كار دانش اطلاع رسانی پرداختن به آن بخشی از دانش است كه به تولید گردآوری، سازمان دهی، ذخیره، بازیابی، ترجمه، انتقال، تبدیل، كاربرد اطلاعات مربوط میشود. دانش اطلاع رسانی همچنین درباره ارائه اطلاعات به روش طبیعی و مصنوعی و كاربرد قالب ها برای انتقال كامل اطلاعات و شیوه های آماده سازی اطلاعات و ابزارهای و فن های آن مانند ماشین های حسابگر و روش های برنامه ریزی آن به پژوهش میپردازد.
دانش اطلاع رسانی علمی است تركیبی كه به رشته های دیگر مثل ریاضیات، منطق، زبان شناسی، فن ماشین های حسابگر، تحقیق در عملیات و هنر گرافیک، ارتباطات، دانش كتابداری، مدیریت و سایر رشته های مشابه نیز بستگی دارد.
این علم هم دارای جنبه نظری است كه موضوع را صرف نظر از كاربرد آن به مطالعه میگیرد و هم دارای جنبه عملی كه خدمات و محصولات را ایجاد میكند.
اگر این تعریف پیچیده بنظر میرسد از آن رو است كه خود موضوع غامض و چند بعدی است و تعریف ناگزیر باید جامع و مانع باشد.
در حال حاضر دانش اطلاع رسانی كار اختصاصی هیچیك از سازمانها نیست لیكن بر حسب سنت كار انستیتوی امریكائی دكومانتاسیون مطالعه درباره دكومانتاسیون و اطلاع رسانی بوده است. ضمنا" باید دانست كه كتابداری و دكومانتاسیون جنبه های عملی علم اطلاع رسانی است و خط مشی ها و فن هائی كه كتابداران و دكومانتالیست در كار خود دارند بایستی مبنی بر اصل نظری علم اطلاع رسانی باشد و متقابلا صاحب نظران علم اطلاع رسانی بایستی فن های آزموده شده دست اندركاران را مورد مطالعه قرار دهند.
نیاز به اطلاع رسانی
هدف اطلاع رسانی بعنوان یك رشته علمی تهیه مجموعه اطلاعاتی است كه سبب پیشرفت نهادها گوناگون و روش هائی میشود كه وقف گردآوری و انتقال دانش هستند. این نهادها بر چند دسته اند از جمله: كتاب برای ثبت دانش مدرسه برای تعلیم دانشی كه در طول چند نسل گرد آمده است، كتابخانه برای ذخیره و انتشار دانش، سینما و تلویزیون برای بنمایش در آوردن دانش، مجله برای انتقال مكتوب آخر پیشرفت های فنی در زمینه معین و سرانجام كنفرانس برای انتقال شفاهی اطلاعات.
این نهادها وظیفه مهمیرا كه بر عهده داشته اند انجام داده و میدهند ولی برای برآوردن نیازهای ارتباطی جامعه امروز كافی نیستند بعضی از عواملی كه به نارسائی آنها كمك میكند عبارتند از:
1- رشد شفگت انگیز علوم و تكنولوژی و سرعتی كه با آن دانش نو عرضه میشود و دانش گذشته كهنه و منسوخ میگردد.
2- سرعت كهنه شدن دانش فنی، بطوریكه فارغ التحصیلان قدیمی مجبورند برای نو كردن مهارت های خود بمدرسه برگردند.
3- فراوانی دانشمندان دست اندركار و وجود مجلات علمی و فنی بسیار
4- افزایش تخصص كه تفهیم و تفهم و مبادله اطلاعات را بین رشته های مختلف علمی مشكل میكنند.
5- فاصله زمانی اندك بین پژوهش و كاربرد آن كه احتیاج به كسب اطلاع را آنی تر و شدیدتر میكند.
در نتیجه این گونه نیازهای مبرم، روش های موجود برای مبادله اطلاعات ناقص تشخیص داده شده اند. اطلاع رسانی همگام سایر علوم رشد نكرده است و حال وقف آن است كوشش بسیار وقف این كار شود. تا این عقب ماندگی جبران گردد. اگر شیوه های ارتباط و مبادله اطلاعات بهبود نیابند مانعی بزرگ در راه سایر علوم ایجاد میشود و عدم ارتباط سبب دوباره كاری و پائین آمدن میزان پیشرفت خواهد شد.
بدین ترتیب اهمیت اطلاع رسانی و دلایل تاكید امروزه بر این رشته علمی واضح است انجمن اطلاع رسانی امریكا بیان محسوس این حقیقت است كه باید هر چه بیشتر كوشش خود را هم آهنگ كنیم و با مشكلات تازه ای دست و پنجه نرم نمائیم.
كاربرد و پژوهش در اطلاع رسانی
همچنانكه در تعریف خود یادآور شدیم اطلاع رسانی هم جنبه ای نظری مطلق دارد و هم جنبه عملی. آنان كه در این رشته علمی دست اندر كارند بر حسب تحصیلات و علائق خود بر یكی از این دو جنبه تاكید بیشتری میگذارند. در این محدوده هم برای اهل نظر جا هست و هم برای اهل عمل و واضح است كه به هر دو دسته نیاز هست نظریه و عمل بنحوی ناگسستنی بیكدیگر پیوند یافته اند و هر یك از نتیجه كار دیگری استفاده میكند.
پژوهنده اطلاع رسانی قلمرو وسیعی در اختیار دارد كه در آن میتواند تحقیقات خود را ادامه دهد. نگاه تندی به 566 (باستثناء فهرست و واژه نامه) آخرین شماره (شماره 14) "پژوهشها و دگرگونی های جاری در دكومانتاسیون" وسعت سرسام آور طرح در دست مطالعه را نشان میدهد. 655 گزارش به 9 رشته به شرح زیر تقسیم شده اند.
1- نیازهای و استفاده های اطلاعات
مطالعه رفتاری استفاده كنندگان، مطالعه شواهد، الگوهای ارتباط، انتشارات و تحقیقات
2- رونوشت برداری و ایجاد مدارك
تركیب بكمك ماشین حسابگر، میكروفرم، ثبت و ذخیره، نوشتن و ویراستاری
3- تحلیل زبان
زبان شناسی محاسبه ای، واژه شناسی، آماده سازی، زبان طبیعی (متن)، زبانشناسی روانی، تحلیلی معنائی
4- ترجمه
ترجمه ماشینی، ابزارهای كمكی ترجمه
5- چكیده نویسی، طبقه بندی، اقتباس و نمایه سازی، مطالعه واژگان
6- طرح سیستم
مطالعه تطبیقی، بازیابی اطلاعات، عملیات ماشینی كتابخانه، انتشار برگزیده اطلاعات
7- تحلیل و ارزشیابی
مطالعه تطبیقی، كیفیت نمایه سازی، قالب ریزی، روش های آزمون و سنجش طرز عمل، كیفیت ترجمه
8- شناخت الگو
آماده سازی تصویر، تحلیل گفتار
9- دستگاه های سازگار كننده
هوش مصنوعی، خودكارها، حل مساله، دستگاههای خود سازمان ده. ملخص كلام آنكه پژوهش های اطلاع رسانی خواص و رفتار اطلاع، استفاده و انتقال اطلاع و آماده ساختن آنرا برای ذخیره و بازیابی مطلوب بررسی میكند.
مطالعات نظری نباید در خلاء انجام شود و در حقیقت انجام هم نمیشود. پژوهش و كاربرد و نظریه و عمل پیوسته بر یكدیگر تاثیر میگذارند اما مانند سایر رشته های علمی، پژوهندگان اقلیتی كوچك ولی موثر را تشكیل میدهند بیشتر افراد در این رشته كوششان معطوف به جنبه های عملی است. و كارشان پرداختن به عملیات و مسائل مربوط به انتقال اطلاعات است. آنان وظیفه دارند برغم همه نارسائی ها دستگاه را بكار اندازد و در حوزه عمل به رفع نقائص بپردازند و نیز باید از فن های تازه كه پرورده میشود مطلع شوند و وقتی درستی آنها به اثبات رسید بكارشان بندند و در عرصه عمل آنها را ارزیابی كنند. اما باید بخاطر داشت كه بخصوص در اطلاع رسانی تمایز دقیقی بین پژوهش و فن وجود ندارد. منتهی باید دید كه هر كس به كدام جنبه تاكید میكند ولی آنچه مسلم است همه افراد به یك مجموعه از مسائل میاندیشند.
هر رشته علمی باید نوعی وابستگی دانشگاهی داشته باشد بنابراین توجه باین نكته حایز اهمیت است كه اطلاع رسانی امروز در تعداد بسیاری از دانشگاهها بعنوان یك رشته علمی برسمیت شناخته شده است. موضوع هائی كه تدریس میشود در دانشگاه های مختلف فرق میكند اما این تفاوت بیشتر زاده امكانات حرفه ای است تا اختلاف عقیده درباره آنچه باید تدریس شود. این گونه گونی كاری است بسیار مطلوب زیرا این زمینه تحقیق هنوز بسیار جوان است و زود است كه برنامه درسی واحدی بصورت استاندارد پیشنهاد شود در همین حال تنوع برنامه ها پیشرفت و بررسی را تشویق میكند و همچنانكه دانشجویان از تحصیل فارغ میشوند. تاثیر رشد دهنده و یك شكل كننده ای بر برنامه درسی خواهند گذاشت.
خلاصه
در این جا یك بار دیگر مایلم به سوالات و پاسخ هائی كه سبب نوشتن این مقاله در اطلاع رسانی شدند اشاره كنم و نیز باید اضافه كنم كه این توضیحات باین قصد داده نشده اند كه آخرین پاسخ بدین سوالات باشند بلكه صرفا كانون هائی فراهم میآورند كه باید بیشتر در اطرافشان به بحث و تفسیر پرداخت.
اطلاع رسانی چیست؟
اطلاع رسانی علمی است مركب از چند رشته علمی دیگر كه خواص و رفتار اطلاعات، نیروهای حاكم بر جریان و استفاده از اطلاعات و فن های خاص آماده سازی اطلاعات، چه دستی، چه ماشینی را برای ذخیره، و بازیابی و انتشار مطلوب بررسی میكند.
دكومانتاسیون چیست؟
دكومانتاسیون یكی از بخش های كاربردی اطلاع رسانی است. كار دكومانتاسیون تحصیل، ذخیره، بازیابی و انتشار اطلاعات مفید ثبت شده بصورت گزارش و مجله است. بعلت ماهیت مجموعه و احتیاجات مراجعان، دكومانتاسیون بر استفاده از تجهیزات آماده سازی داده ها، رپروگرافی، میكروفیلم، بعنوان فن های پرداختن به اطلاعات تاكید بسیار میكند.
عالم اطلاع رسانی چه میكند؟
عالم اطلاع رسانی ممكن است در این رشته بعنوان پژوهنده، معلم یا متخصص كاربرد كار كند. بدین معنی كه ممكن است برای پرورش فن های تازه پرداختن به اطلاعات به پژوهش دست زد یا اطلاع رسانی درس داد یا نظریه و فن های اطلاع رسانی را بكار بست یا سیستم های پرداختن به اطلاعات را آفرید، تعدیل كرد یا بهبود بخشید.
اطلاع رسانی رشته ای مهم و ضروری است و عالم اطلاع رسانی وظیفه مهمی در اجتماع بگردن دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - Harold Borko, “Information Science, What is It?”. in key Paper in Information Science, ed. by Arthur W. Ebias (Washington, D.C.: The American Society for Information Science, 1971), P. 1-3
[2] - Documentation
-----------------------------------------------------------------------------------
© کپی رایت توسط Journalist.Ir کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
قابل دسترس در:
http://www.journalist.ir/html/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=198
دوشنبه 1384/08/23
گفت وگو با دكتر عباس حرى استاد دانشگاه تهران گروه کتابداری
بعد از توليد علم بايد به ترويج آن بينديشيم،
دسترسى همگان به دانش و اطلاعات
از فريال طهماسبى
دكتر عباس حرى، تأكيد مى كند منظور من، نوعى تفكر علمى است كه بايد درجامعه رواج يابد. بدين معنا كه همه اقشار جامعه ، نسبت به توليدات علمى در سطح فهم و درك خود، آگاهى و بينش داشته باشند. در اين صورت براى انجام هر كارى خود را ناگزير به استفاده از اطلاعات علمى مى دانند.
گرچه رسيدن به چنين جامعه اى كمى دور به نظر مى آيد، ولى دكتر حرى همچنان اميدوار است با تحول در مديريتهاى رأس هرم جامعه و توجه به قاعده هرم، چنين امرى قابل دستيابى باشد.
مصاحبه ما را با وى بخوانيد.
متون ومنابع متعددى در زمينه توليد علم ودانش و چگونگى دستيابى به آن در دست است. چنانچه در آثار غربى به كرات به چشم مى خورد. ولى محافل علمى ما در باب ترويج علم و گسترش آن به طور عمومى و همگانى كمتر فعال بوده اند. از ديدگاه شما، ترويج علم در جامعه، دقيقاً به چه معناست و مرز مشخص ميان توليد عم و ترويج علم چگونه مشخص مى شود؟ - به نظر من، اولين نكته اى كه مطرح مى شود اين است كه چه تعريفى از ترويج علم مى شود. ترويج علم، معادلى است كه ما از انگليسى وارد زبان فارسى كرديم و با مترادف هاى متعددى هم به كار مى رود. مثل همگانى كردن علم يا عمومى كردن علم و...
اساس كار اين است كه ما علم را از يك دايره محدودى فرا ببريم و آن را براى لايه هاى مختلف جامعه، قابل درك كنيم.
پيش از اين تصور مى شد كه به محض اينكه علم از ذهن صاحب علم بيرون مى آمده و مكتوب مى شده، به آن عمومى كردن علم مى گفتند. به اين اعتبار كه همين مكتوب جزو دارايى جامعه شده و همه افراد بنا به دركشان قادر به استفاده از آن هستند. حتى عده اى معتقد بودند علميت علم در اين است كه به نحوى قابل درك، شناخت و ارزشگذارى باشد. دانشى كه در ذهن يك فرد محبوس است هرگز به درجه علميت نمى رسد و معمولاً قابليت ارزشگذارى ندارد و زمانى مى تواند قابل ارزشگذارى باشد كه عمومى شود، منتشر شود و به صورت مكتوب يا ضبط شده دربيايد، تا ديگران نظر دهند و همين تعاطى اين نظرات است كه سبب مى شود پديده اى جنبه علمى پيدا كند يا خير.
اين چيزى است كه از نقطه نظر عمر نوشتار مطرح است. اما نقطه نظر ديگرى معتقد است كه ما بايد بين توليد علم وترويج علم تفكيك قائل شويم. چيزى كه از ذهن فرد خارج مى شود، طبعاً مخاطبان خاصى دارد، زمانى كه كسى كتابى مى نويسد، گويى در يك دايره مشخصى صحبت مى كند. يعنى از نظر نوع اصطلاحات، واژه ها و جمله بنديها و... كه مربوط به حوزه مورد بحث است، تا اينجا توليد است و توليد علم يك مرحله از كار است. ولى اين توليد به اين معنا نيست كه آن فردى كه سواد خواندن و نوشتن داشت و مى توانست آن متن را بخواند، قادر به درك قالب آن نيز است. اين گروه معتقد است كه ترويج علم، مرحله اى است كه بعد از توليد علم پديد مى آيد. يعنى گروهى علم را توليد مى كنند ولى الزاماً ممكن است همان گروه، ترويج علم نكنند. گروه ديگرى بايد شكل گيرد كه آن را به بيان ساده تر و قابل فهم براى گروههاى مختلف دربياورند و همين جا مرز مشخص توليد علم وترويج علم است.
آيا افرادى بوده اند كه زبان دشوار علم را به زبان ساده در ميان افراد عادى و غيرمتخصص ترويج كنند؟
- پيش از اين چنين افرادى داشته ايم و الآن هم داريم كسانى كه در اين زمينه متبحر هستند و مى توانند دشواريهاى علم توليد شده را به زبان ساده منتقل كنند. مشهورترين اين افراد، فردى به نام «آسى مف» بود. اين فرد، مى توانست پديده ها، نظرات وتوليدات علمى را به زبان ساده، براى ديگران تهيه كند. مثلاً: همان نظريه نسبيت اينشتين را آسى مف به زبان ساده براى كسانى كه اهل تخصص در فيزيك نبودند، توضيح مى داد كه اين نظريه در مورد چيست.
بنابراين امر دو راز ذهنى نيست. امروزه هم مى توان با تربيت افراد در اين زمينه به چنين هدفى دست يافت. يعنى فرايندى كه منجر به توسعه و گسترش دايره توان يك نظريه يا انديشه شود.
اينكه مى گوييد امروزه، بدان معناست كه چنين مفهومى با توجه به تخصصى شدن توليدات و محصولات علمى، مشخصاً به نام ترويج علم مطرح شده، يا قبل از عصر اطلاعاتى و پيشرفت تكنولوژى نيز، تحت عنوان ديگرى مورد توجه بوده است؟
- اينكه من مى گوييم امروزه، بدان معنى نيست كه در اين عصر، ترويج علم به طور خاص مطرح شده، گرچه نام آن تغيير كرده ولى همان طور كه شما اشاره كرديد تحت عنوان ديگرى در گذشته مورد توجه قرار گرفته است. ما خوشبختانه در گذشته خودمان، با ديد بسيار نوگرايانه چنين مفهومى را مطرح كرده ايم. به عنوان مثال، «ابن خلدون» در كتاب «مقدمه» خود، انواع تأليف را عنوان كرده، كه اولين تأليف همان است كه ما آن را توليد علم مى ناميم كه به نام ارائه انديشه بديع از آن ياد مى كند.
نوع دوم تأليف، شبيه به همان ترويج علمى است كه ما از آن ياد مى كنيم. او در كتاب خود در اين باره مى گويد: «شيوه دوم تأليف آن است كه كسى به مطالعه تحقيق سخنان پيشينيان و تأليفات ايشان بپردازد و فهم آنها را دشوار سازد. ولى خدا باب درك آنها را بر وى بگشايد و آن وقت بكوشد اين مشكلات را براى ديگر كسانى كه ممكن است از درك آنها عاجز باشند، آشكار كنند.»
و اين دقيقاً چيزى است كه ما به آن امروزه ترويج علم مى گوييم. يعنى فردى احساس مى كند نظريه يا انديشه اى براى تعداد بسيارى از افراد علاقه مند دشوار است و سعى مى كند آن را با زبان و بيانى عنوان كند كه اين دشواريها را از بين ببرد و قابل درك كند.
ولى جامعه تنها شامل يك طبقه از مردم نيست و لايه هاى متفاوتى از مردم چون مردم عامه، دانش آموزان، دانشجويان و... را شامل مى شود. حال فرايند ترويج علم، بيشتر تابع كداميك از اين لايه هاست؟
- ببينيد! اگر شما دانش يك جامعه و به عبارتى معرفت يك جامعه را به يك هرم تشبيه كنيد كه در رأس آن، مولدان علم قرار داشته باشند و در قاعده آن عامه مردم، بين اين قاعده و آن رأس، لايه هاى مختلفى وجود دارد. يعنى تواناييها و ظرفيتهاى درك متفاوت و حال ترويج علم، تابع همه اين لايه هاست و استثنايى در ميان نيست.
شما ممكن است تصميم بگيريد كه يك انديشه را تنها براى يك لايه پايين تر قابل درك كنيد. به طور مثال، اگر شما يك كتاب فيزيك را براى دانشجو بنويسيد، دانشجويى كه نسبت به استاد يا مؤلف آن انديشه در مقياس پايين ترى قرار گرفته، طبيعى است زبانى را كه انتخاب مى كنيد تنها براى دانشجو قابل درك است نه براى دانش آموز. چرا كه شما لايه خود را انتخاب كرديد: لايه دانشجو و اگر تصميم بگيريد براى دانش آموز بنويسيد مثل كتابهاى كمك آموزشى، در حد دانش آموز مى نويسيد. حتى ممكن است ترويج علم براى افرادى باشد كه در گذشته تحصيلاتى داشته اند ولى ديگر در مرتبه بالاترى نيستند و گاهى اوقات حتى براى قاعده هرم يعنى پايين ترين سطح دانش كه طبيعى است بايد مطابق فهم و درك آنها باشد.
بنابراين ترويج علم براى همه لايه ها در همه سطوح پيشنهاد مى شود نه تنها براى لايه خاصى.
بنابراين مروج علم، بنا به لايه اى كه انتخاب مى كند، بايد علاوه بر شناخت مخاطب و به كارگيرى نوع زبان، توانايى برقرارى ارتباط كلامى از طريق نوشتار هم با مخاطب خود داشته باشد.
- دقيقاً همينطور است . همين كه مروج علم لايه خود را انتخاب كرد، روى زبان، نحوه بيان و نوع اصطلاحاتش تأثير گذاشته و اين ديگر بسته به قابليت و توانايى مروج علم است كه تا چه حد بتواند توليدات علمى را بنا به درك آن لايه توضيح دهد و با مخاطبش ارتباط برقرار كند.
مثلاً ما از گذشته ها، در حوزه كشاورزى، مفهومى به نام ترويج كشاورزى و افرادى به نام مروج كشاورزى داشتيم. كار اين مروجها اين است كه يافته هاى علمى نويسندگان و محققان حوزه كشاورزى را براى يك كشاورز ساده قابل درك و اجرا كنند. يعنى براى افرادى كه در اين حوزه در پايين ترين قاعده هرم هستند. حال مروج كشاورزى بايد طورى از چگونگى تركيب كود و آفت زدايى و... سخن بگويد كه براى كشاورزان قابل درك باشد. بنابراين اين بسته به لايه اى است كه انتخاب مى شود. مثلاً در لايه دانشجويى، سازمانهاى انتشار كتابهاى دانشجويى بايد توانايى برقرارى ارتباط را با مخاطبان خود، به صورت كلامى داشته باشند، يا در لايه پايين تر، يعنى لايه دانش آموزى كه سازمانهاى تدوين و تأليف كتب درسى مسؤولند و از آنجا پايين تر، ناشرانى كه وظيفه دارند كارهاى ساده تر را منعكس كنند. تا مى رسد به حوزه كودك و نوجوان كه ناشران در اين زمينه مسؤوليت خاص خود را برعهده دارند.
لذا بسته به اينكه چه لايه اى را انتخاب مى كنيم، بايد توانايى و قابليت برقرارى ارتباط با مخاطب را نيز پيدا كنيم.
آقاى دكتر! دقيقاً بفرماييد ضرورت ترويج علم به صورت همگانى و تسرى آن تا اين حد دقيق در ميان همه اقشار ولايه هاى جامعه چيست؟
يكى از ضرورتها، حق دانستن است كه به عنوان يكى از حقوق اجتماعى انسانها مطرح است. همانطور كه حق زندگى كردن، حق مسكن و حق آزادى بيان، حقوق مسلم افراد يك جامعه است، حق دانستن نيز يكى از حقوق حقه است. حق دانستن ايجاب مى كند فردى كه در جامعه ماليات مى دهد، سختيهايش را تحمل مى كند و سعى دارد در ايفاى وظايف اجتماعى اش فعال باشد. بايد بتواند از دانايى مورد نظر خودش بهره مند شود. لذا چنين حقى ايجاب مى كند فضاى دسترسى به دانش و اطلاعات توليد شده براى هر فرد فراهم گردد.
دوم اينكه اگر در يك جامعه ، همه لايه هاى مختلف معرفتى آن بتوانند مفاهيم، انديشه ها و افكار را به خوبى درك كنند. قطعاً در سياست گذاريها ، تصميم گيريها و انتخاب گزينه با بينش و آگاهى بهترى اقدام خواهند كرد.
