مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
![]()
شماره دوم دوره سوم
بازگشت
مجله الكترونيكي
صفحه اصلي
|
مديريت دانش در کتابخانه ها در قرن بيست و يکم |
نويسنده:شان هونگ تانگ[1]
ترجمه:مريم اسدي[2]
چکيده:
اقتصاد دانش يک مفهوم جديد است که در سال هاي اخير در سراسر جهان پديدار شده است. به طوري که يکي از شاخه هاي فرعي اقتصاد دانش؛ مديريت دانش ، کاملاً يک مفهوم و روش جديد مديريت را معرفي مي کند. اين مفهوم بر تبديل موهبتهاي عقلاني کارکنان و سازماندهي نيروهاي سودمند دروني اعضاء کارکنان – نيروي رقابت و ارزش جديد- عمل مي کند. مديريت دانش بر پيوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعاليت ها و اطلاعات با فرد- براي تحقق اشتراک دانش ( از قبيل دانش ضمني و دانش صريح) توجه دارد. کارکردهاي سنتي کتابخانه؛ گردآوري، پردازش، اشاعه، ذخيره سازي، بهره برداري از اطلاعات مدرک به منظور فراهم آوردن خدمت براي جامعه است. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه به عنوان گنجينه دانش بشري ، سهيم شدن در پيشرفت دانش و حلقه ارتباطي مهم در زنجيره پيشرفت دانش خواهد بود. در قرن بيست و يکم کتابخانه ها بطور اجتناب ناپذيري با موضوع جديد مديريت دانش مواجه خواهند بود.
مقدمه
اقتصاد دانش[3]، اقتصاد مبتني بر دانش است. در واقع در دوره اقتصاد دانش، مديريت به شناسايي ، کسب ، توسعه ، تجربه، بکار گيري، ذخيره و اشتراک دانش؛ ايجاد نگرش براي تبديل و اشتراک دانش ضمني[4] و دانش صريح[5] و افزايش امکانات پيشرفت و ترقي با استفاده از خرد جمعي اشاره دارد.
از هنگامي که دانش، نيروي کارساز براي توسعه اجتماعي بوده است، توجه جامعه به اطلاعات و دانش در حال پيشرفت است و تقاضاهاي افراد براي اطلاعات و دانش مرحله به مرحله در حال افزايش است. اين شرايط محيط مناسبي را براي توسعه کتابخانه فراهم کرده است[1]. علاوه بر اين، اطلاعات و دانش يک عامل سودمند با اهميت در نظام اقتصادي مدرن شده است. جامعه بطور اجتناب ناپذيري به تقويت مديريت اطلاعات و دانش نياز خواهد داشت.
به هر ترتيب مهار دانش، موضوع مهم در پيش روي کتابخانه ها در آينده نزديک خواهد بود. مديريت دانش در کتابخانه ها مي بايد بر پژوهش و توسعه دانش، ايجاد پايگاه دانش، مبادله و اشتراک دانش بين کارکنان کتابخانه ( از جمله کاربرانش) ، آموزش کارکنان کتابخانه، تسريع پردازش صريح از دانش غير صريح و تحقق اشتراک آن تمرکز کنند.
ويژگي هاي مديريت دانش در کتابخانه ها
نقش مديريت دانش در کتابخانه ها همراه با توسعه اقتصاد دانش بيش از بيش با اهميت خواهد بود. مديريت دانش شيوه جديد مديريتي است، برتري هايي که در زير مي آيد، اولويت ها و ويژگي هاي غير قابل مقايسه با مديريت سنتي را بيان مي کنند:
مديريت منابع انساني مهمترين بخش مديريت دانش در کتابخانه ها است
مهترين منبع در نظام اقتصاد دانش، استعدادهاي افرادي است که قدرت درک دانش را دارند. رقابت افراد با استعداد موضوع اصلي رقابت بازار در دوره اقتصاد دانش بوده است. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه ها به آموزش حرفه اي و آموزش مداوم کارکنان کتابخانه براي افزايش دانش علمي و توانايي کسب و ابداع دانش اهميت قائل خواهند بود. همچنين آنها کاملا به ارزش انسان علاقه و توجه دارند، تحت تاثير تواناييهاي خرد کارکنان کتابخانه قرار مي گيرند، توسعه منابع دانش را در ذهن کارکنان کتابخانه به عنوان روشي مهم در افزايش اثربخشي کار تلقي مي کنند. بهبود همه جانبه کيفيت کارکنان کتابخانه وارزش جايگاه انسان اهداف مهم مديريت دانش در کتابخانه ها خواهد بود.
هدف مديريت دانش در کتابخانه ها ترويج و پيشرفت دانش است
پيشرفت دانش مهمترين بخش جامعه اقتصاد دانش است. کتابخانه ها در حکم شالوده اي براي گردآوري، پردازش، ذخيره سازي، و توزيع دانش و اطلاعات؛ يک حلقه ارتباطي ضروري در زنجيره نظام علمي و حلقه ارتباطي مهم در پيشرفت دانش را بر عهده دارند. دوماً، کتابخانه ها مستقيماً در فرايند پژوهش علمي مشارکت دارند. کار کتابخانه بخشي از پيشرفت دانش است. سوماً، کتابخانه ها بايد به اشاعه و تبديل دانش توجه نمايند. آنها به عنوان پلي براي گردش نتايج پيشرفت دانش در درون گروه هاي سودمند انجام وظيفه مي کنند. مديريت دانش در کتابخانه ها باعث ترويج ارتباط درون و بين کتابخانه ها، بين کتابخانه و کاربر؛ تقويت اتصال بين شبکه اي دانش و به حرکت درآوردن جريان دانش هستند. در دوره اقتصاد دانش، کتابخانه ها پژوهش هايي درباره توسعه و کاربرد دانش، ساخت کتابخانه هاي مجازي، حفاظت از حقوق مالکيت معنوي در عصر الکترونيک و غيره به اجرا در خواهند آورد، بدين نحو پايه اي براي پيشرفت دانش در حال بنيانگذاري است[2].
فن آوري اطلاعات ابزاري براي مديريت دانش در کتابخانه ها است
گردآوري دانش نقطه شروع مديريت دانش در کتابخانه ها است. کاربرد فن آوري هاي اطلاعات ، دامنه گردآوري دانش را افزايش مي دهد، سرعت گردآوري دانش را افزايش مي دهد و هزينه گردآوري دانش را کاهش مي دهد. در اين جامعه مدرن که با تغييرات هر روز دانش همراه است، انجام وظايف مهم تنها توسط ذهن بشر غيرممکن است. پيوند تنگاتنگ منابع دانش و کارکنان دانش توسط شبکه هاي رايانه اي ممکن خواهد بود ، بدين ترتيب ايجاد شبکه هاي دانش در کتابخانه ها بر پايه تحقق اطلاعاتي کردن[6] استوار است[3]. کسب دانش بايد از درون انبار دانش کتابخانه ها گردآوري و تبديل شود. برتري فن آوري هاي اطلاعات در حوزه ذخيره دانش، نه تنها در توصيف کميð بلکه در بازيابي، ذخيره و امنيت دانش را تامين مي کند. همچنين فن آوري اطلاعات در کاربرد و مبادله دانش و حوزه هاي ديگر ضروري است و به عنوان منبع و ابزاري براي پيشرفت دانش به کار مي رود.
محتويات مديريت دانش در کتابخانه ها
مديريت دانش در کتابخانه ها، به عنوان يک روش کاملا جديد مديريت، تمايل بسيار به ترک نظام نظري خود دارد. به عقيده من، مديريت دانش در کتابخانه ها بايد ملاحظات زير را مدنظر قرار دهد:
مديريت پيشرفت دانش
مديريت پيشرفت دانش در کتابخانه ها به مديريت توليد، اشاعه و انتقال دانش علاوه بر نظام هاي شبکه ساختاري از طريق ارتباط موسسات و سازمان ها اشاره دارد. مديريت پيشرفت دانش سه جنبه را در برمي گيرد، بدين معني که، مديريت پيشرفت نظري دانش[7]، مديريت پيشرفت فني[8] و مديريت پيشرفت سازماني[9].
مديريت پيشرفت نظري دانش به توسعه و افزايش حوزه هاي پژوهش نظري و عملي کتابداري و اطلاع رساني از طريق تعقيب آخرين روندهاي توسعه در علم کتابداري در سراسر جهان است. مديريت پيشرفت فني اداره نظام هاي شبکه ساختاري توسط مؤسسات و سازمان هايي که در ارتباط کامل با جريان پيشرفت فني هستند، است. در تحول آنها از کتابخانه هاي سنتي تا کتابخانه هاي الکترونيکي يا کتابخانه هاي رقمي، کتابخانه ها را به پيشرفت هاي فني و بهبود و تدارک امکانات فني به منظور پشتيباني از مديريت دانش وادار مي سازد. مديريت پيشرفت سازماني به ايجاد مجموعه اي مؤثر از نظامهاي مديريت سازماني قابل انعطاف در شرايط عصر کتابخانه الکترونيکي به منظور پشتيباني و تقويت فعاليت هاي مديريت دانش، از طريق بهينه سازي بخش هاي کارکردي و شيوه هاي عملياتي کتابخانه ها است.
اولاً در اين نظام ها، به رهبراني نياز دارند که مسئوليت فعاليتهاي مديريت دانش را به منظور تنظيم برنامه هاي مديريت و هماهنگي تمام فعاليتهاي مربوط به مديريت دانش را بر عهده دارند. دوماً، آنها به ايجاد گروه هاي تخصصي رهبري جريان دانش براي انجام تمام وظايف مربوط به فعاليتهاي مديريت دانش نياز دارند. کميته هاي منابع الکترونيکي متشکل از انواع متخصصان با مسئوليت ارزيابي، تهيه، و ايجاد منابع الکترونيکي از يک سو، و هماهنگي فعاليتهاي بخش هاي سازماني و ايجاد انگيزه براي همکاري نزديک همچون حوزه هايي مانند تهيه و سازماندهي منابع الکترونيکي علاوه بر فراهم آوري خدمات از سوي ديگر، تاسيس مي شوند[4].
مديريت اشاعه دانش
اشاعه دانش اهميت برابري در مقايسه با پيشرفت دانش دارد. توليدکنندگان دانش زمان و نيروي زيادي براي جستجوي کاربران دانش صرف نمي کنند. به رغم اين که يک گروه از کاربران دانش هستند ، کسب دانشي که واقعاً در ذهن توليدکننده دانش به صورت محرمانه با هدف و شرايط ذهني متنوع وجود دارد، بسيار مشکل است. بنابراين کتابخانه ها، با استفاده از رسانه ها و مجراهاي گوناگون براي اشاعه متنوع دانش جديد، به عنوان بخشي از پرتاب کننده دانش عمل مي کنند.
در قرن بيست و يکم، اينترنت، با اطلاعات فراگير و محتويات گسترده خود، براي افراد راهبردي اصلي براي جستجوي دانش و کسب اطلاعات فراهم خواهد کرد. اگر چه در حال حاضر، اطلاعات بي معني، غيرمجاز، و بي نزاکت در نتيجه جستجو درآن براي سودهاي تجاري و اهداف سياسي روي شبکه بدست مي آيد. بنابراين، تقويت مديريت اشاعه دانش در کتابخانه ها، که در زير به آن اشاره مي گردد، ضروري است:
1. تقويت ايجاد ذخاير مدرک خود کتابخانه ها و تکامل توسعه منابع اطلاعاتي مدرک ، به طور بي وقفه.
2. افزايش کيفي کارکنان کتابخانه ها، تقويت مداوم آموزش مهندسي از کار کارکنان، به طور مداوم.
3. به مرحله اجراء در آوردن نقش ويژه نظام خبره در اشاعه دانش.
4. بهره گيري کامل از تمام رسانه ها براي ايجاد امنيت از عملکرد شبکه ها و جلوگيري از فعاليت هاي پيوسته (online) خلاف اخلاق و اشاعه نامناسب اطلاعات پيوسته (online)[5].
مديريت کاربرد دانش
همچنين در قرن بيست و يکم کتابخانه ها مي بايد براي فراهم آوري خدمات براي افراد به منظور کسب دانش و نائل شدن به حداکثر عملکردها و بهره وري از اطلاعات دانش اهميتي قائل شوند. بنابراين خدمات دانش بر پايه شبکه هاي اطلاعاتي سريع مي بايد به اجرا در آيد از طريق:
1. ايجاد کتابخانه هاي مجازي و مراکز اطلاعاتي براي نهادها، دولت ها، سازمان هاي دولتي و مؤسسات تحقيقاتي علمي. به کارگيري نيروي انساني ، منابع مادي و مالي کافي براي گردآوري، سازماندهي و گسترش اطلاعات براي يک نهاد يا يک سازمان اجتماعي دشوار است، به علاوه صرف مقدار زيادي از سرمايه ها به منابع اطلاعاتي براي استفاده خود سازمان غيرممکن و غير ضروري است. کتابخانه ها مي توانند کتابخانه هاي مجازي يا مراکز اطلاعاتي را براي اين تشکيلات جدا از هم، براساس پيش نيازهاي اطلاعاتي خاص آنان با استفاده از منابع اطلاعاتي فراوان توسط شبکه هاي اطلاعاتي سريع ايجاد نمايند.
2. ايجاد خدمات دانش ديجيتالي که عملاً روند توسعه کتابخانه ها در قرن بيست و يکم است. اين بر اين فرض استوار است: ايجاد مرحله به مرحله نظام هاي خدمات اطلاعاتي مبتني بر کاربران مانند اشاعه اطلاعات، جستجوي اطلاعات و عرضه تخصصي اطلاعات؛ تسريع ايجاد کتابخانه هاي ديجيتالي؛ مطالعه روش ها، ابزارها و فنون توزيع اطلاعات و جستجو در اينترنت همانند فن جستجو در پايگاه اطلاعاتي و وب مهمترين بخش است.
3. ديجيتالي کردن منابع کتابخانه ها. کتابخانه هاي الکترونيکي يا کتابخانه هاي ديجيتالي، شيوه هاي فني و روندهاي توسعه کتابخانه ها در دوره اقتصاد دانش هستند. در آينده خدمات دانش کتابخانه ها با ايجاد پايگاه هاي اطلاعات ، متشکل از مجلات و کتاب هاي الکترونيکي در زبان هاي مختلف که داراي ويژگي هاي رشته علمي هستند و مي توانند در شبکه هاي اطلاعاتي سريع عمل کنند، آغاز خواهند شد. براي تبديل تمام منابع اطلاعاتي غير الکترونيکي موجود به صورت اطلاعات الکترونيکي و يکپارچه کردن آنها در قالب کتابخانه هاي الکترونيکي، تلاش هاي بسيار مي بايد صورت گيرد.
مديريت منابع انساني
مديريت منابع انساني به عنوان نقطه شروع مهم به منظور آموزش کيفي استعدادهاي تخصصي افراد و تقويت تعهد کتابخانه بکار مي رود. در عمل، ما مي بايد به نيازهاي گوناگون و متنوع کارکنان کتابخانه، تقويت مديريت مختلف کارکنان کتابخانه از طريق رويکرد مديريت احتمالي(اقتضايي) توجه کاملي نماييم. بدليل آنکه، برخي افراد روش مديريت جدي را بکار مي برند، نظارت دقيق و کنترل تحميل شده و شرايط کمي و کيفي کار براساس مقررات و آيين نامه ها به وضوح مشخص مي شود. و مابقي افراد، شيوه مديريت بسيار انعطاف پذير را به منظور فراهم کردن مشارکت در تصميم گيري ، مشورت و تعهد شغلي بيشتر، بکار مي برند تا اينکه کاملاً تواناييهاي مديريت به مرحله اجرا در آيد و اهداف سازماني و فردي تحقق يابد. به منظور انجام درست درآموزش مداوم مهندسي کارکنان تخصصي، مي بايد نه تنها بر نظريه علم کتابداري و رشته هاي وابسته تمرکز شود، بلکه مي بايد به جديدترين دانش فني و تقويت آموزش اخلاق حرفه اي مجهز گردد [6].
فن آوري ها براي تحقق مديريت دانش کتابخانه ها
يکي از اهداف مديريت دانش در کتابخانه ها تشويق مبادله دانش در ميان کارکنان کتابخانه، تقويت خودآگاهي و توانايي ها، افزايش اشتياق و مهارت براي يادگيري در کارکنان کتابخانه، ايجاد دانش کاربردي براي فعاليتهاي سازمان کتابخانه به طور اثربخش، بازسازي کتابخانه ها به شکل يک سازمان يادگيري است. بنابراين پروراندن انديشه در تحقق مديريت دانش در کتابخانه ها، يک طرح منطقي از ساختار سازماني و آيين نامه هاي سازماني کتابخانه ها و ترويج فرهنگي، به علاوه پشتيباني اطلاعاتي نوگرا شده، تا ايجاد يک محيط و سازو کار محرک براي پيشرفت، مبادله، مطالعه و کاربرد دانش است.
در حوزه ساختار سازماني، فرايندهاي کاري و فرهنگ کتابخانه ها:
(1)معرفي نظام مدير مسئول دانش[10]
مدير مسئول اطلاعات[11] مقام ارشد مديريتي است که متعاقباً در سازمان هاي دولتي و سازمان هاي بزرگ در کشورهاي غربي از دهه 1980 تحول ايجاد کرده است. مدير مسئول دانش عالي ترين مقام مسئول در مديريت دانش است، که از مدير مسئول اطلاعات همراه با گذار از مديريت اطلاعات پژوهشي به شکل مديريت دانش متحول شده است. نظام مدير مسئول دانش، جديدترين شيوه هاي توسعه نظام مديريت اطلاعات سازمان ها را ارائه مي کند و نشانه هاي گذار از مديريت اطلاعات از مرحله مديريت منابع اطلاعات تا مديريت دانش را نشان مي دهد[7].
(2)تحقق به هم پيوسته تلفيق مديريت سازماني کتابخانه با مديريت دانش در طول سازماندهي مجدد فرايند کاري کتابخانه ها
مديريت دانش ، خودش را با کل فرايند مبادله، اشتراک، تغيير و کاربرد سازماندهي دانش سازگار مي کند و محرک اصلي براي پيشرفت، مبادله و کاربرد سازماندهي دانش مي باشد. به طور اجتناب ناپذيري اجراي مديريت دانش عامل سازماندهي فرايند کاري کتابخانه خواهد بود. همچنين سازماندهي مجدد، فرايند تلفيق بيشتر مديريت سازماني کتابخانه با مديريت دانش را در بر خواهد داشت.
(3) بازسازي فرهنگ کتابخانه با استفاده از نظريه مديريت دانش
مديريت دانش خون جديدي درون فرهنگ کتابخانه تزريق خواهد کرد. مضمون هاي مهم آن شامل: اعتماد متقابل، مبادله آزاد، مطالعه، اشتراک، و توسعه سازو کار عملکردي دانش کتابخانه ها، لذت فرايند مديريت دانش [8]. به طور خلاصه، براي استفاده درست از دانش، ترويج نوع جديدي از فرهنگ مناسب کتابخانه با توجه به نيازهاي آن ضروري است. اين سطح عالي نياز از تحقق فن آوري مديريت دانش است.
در حوزه فن آوري اطلاعات
مهم ترين فن آوري هاي اطلاعات مربوط به مديريت دانش شامل: اينترنت، اينترانت، اکسترانت، معماري ذخيره سازي، نظام هاي مديريت پايگاه اطلاعاتي، ابرداده، گردآوري و جمع آوري داده، اشاعه، پيام رساني، پوش و پول، بازيابي اطلاعات ، اشتراک منابع اطلاعاتي، گروه افزار، ميان افزار، پردازش تحليلي پيوسته، تحليل چند بعدي و داده کاوي[12].
چگونگي تبديل داده به ابزار مديريت دانش – همچنين دانش مربوط به تعدادي فن آوري هاي اطلاعاتي پايه، علي الخصوص شامل پردازش داده، گزارش گيري، ارتباط شبکه اي، مديريت مدرک، جستجوي اطلاعات و بازيابي، پايگاه اطلاعاتي رابطه اي و شي ء مدار[13]، نشر الکترونيکي، ميزهاي گردش کار و راهنما است [9].
به علاوه، به دليل اختلاف در معماري، کاربرد و ويژگي هاي موجود بين اطلاعات و دانش؛ ذخيره سازي و مديريت دانش نسبت به اطلاعات پيچيده تر مي شود. فن آوري معماري ذخيره سازي، فن آوري نظام مديريت پايگاه اطلاعاتي و ابرداده فن آوري هاي مهم در مديريت دانش هستند.
نتيجه گيري
محيط اقتصادي و محيط اطلاعاتي امروز سريعاً در حال تغيير است. مديريت دانش يک ابزار قوي براي ترويج پيشرفت و تحقق دوباره مهندسي طبقات شده است. آن جايگاه بسيار برجسته اي در ايجاد نظام هاي پيشرفت دانش يک کشور اشغال مي کند. چگونگي گسترش کتابخانه ها به منظور برخورد با چالش اقتصاد دانش و ساختن نظام هاي مديريت دانش کتابخانه ها موضوعي است که ضرورت مطالعه و راه حل فوري ما را مي طلبد.
يادداشتها
[1] - Tang Shanhong . "Knowledge management in libraries in the 21st century". 66th IFLA council and general conference, 2000.
[2] - کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی
[3] Knowledge economy
[4] tacit knowledge
[5] explicit knowlege
[6] informatization
[7] theoretical innovation management of knowledge
[8] technical innovation management
[9] organizational innovation management
[10] The Chief Knowledge Officer (CKO)
[11] The Chief Information Officer (CIO)
[12] Internet, Intranet, Extranet, storage architectures, database management systems, metadata, data acquisition and gathering, dissemination, messaging, push and pull, information retrieval, information resources sharing, groupware, middleware, on-line analytical processing, multidimensional analysis and data mining.
[13] - relational and object –oriented databases
منابع
1. Wang Yunhua. Knowledge Economy and the Development of the Library, Library Work & Research. 1999(6), 17-19
2. Cao Yi. The Reorientation of Libraries in the Knowledge Economy Era, Library Work & Research, 1999(3), 24-26
3. Wang Delu. The Collection and Processing of Knowledge. February 4,199. http://www.bsti.ac.cn/bsti_kmchina/gei/048_001.htm
4,5,6. Sheng Xiaoping. Knowledge Management of Libraries in the 21st Century, Library Magazine, 1999 (8), 29-32
7,8. Chen Rui. Thoughts and Technologies of Knowledge Management, Information Knowledge in Libraries, 1999 (1), 10-13
9. Thomas H Davenport. The Future of Knowledge Management. http://www.cio.com/archive/010196-dovenpor-content.html

